العلامة الحلي ( مترجم : على محمدى )

52

شرح كشف المراد ( فارسى )

حدوث ذاتى عبارت است از مسبوقيت وجود يك شىء به امكان ذاتى يا عدم مجامع و يا ليسيت ذاتيه و يا لا اقتضاء محض ؛ يعنى ذاتا نه اقتضاى وجود داشت و نه اقتضاى عدم ، كه از اين به ليسيت ذاتيه تعبير مىكنيم . فلاسفه عالم اجسام را قديم زمانى و حادث ذاتى مىدانند ، ولى متكلمين ، جهان را حادث به حدوث زمانى مىدانند و مىگويند زمانى بود كه عالم نبود و تنها خدا بود ، سپس شروع به عالم‌آفرينى كرد . مراد آنها از زمان ، زمان موهوم است . اصل هفتم : علاوه بر خواصى كه براى هركدام از ماديات و اجسام وجود دارد و توسط آنها از يكديگر ممتاز مىگردند ، يك سلسله ويژگىهاى عمومى دارند كه در تمام اجسام و جسمانيات جارى است و آنها عبارت‌اند از : 1 . حركت : تمام پديده‌هاى مادى يا خود متحرك‌اند و يا در پوشش يك حركت عمومى قرار دارند ، مثل حركت زمين به دور خود و به دور خورشيد . 2 . انقسام و تجزيه‌پذيرى : تمام ماديات در ابعاد ثلاثه طول و عرض و ارتفاع قابل قسمت‌اند و اين قبول انقسام نامتناهى است ؛ يعنى به نقطه‌اى نمىرسيم كه انقسامى نباشد ، حتى اگر تقسيم خارجى ميسر نباشد انقسامات وهمى تا بىنهايت ادامه دارد . 3 . تشخص و جزئيت : همه مادياتى كه در خارج هستند داراى تشخص و جزئيت‌اند ؛ يعنى هيچ‌كدام بر ديگرى قابل انطباق نيست و به قول حكما : « الشىء ما لم يتشخّص لم يوجد » . 4 . زمان : از آنجا كه همهء ماديات در حركت و در حال تغيير و تحول دائم‌اند ، از مقدار حركت آنها زمان انتزاع مىشود و مىگوييم زمان از خواص ماده است ؛ يعنى هيچ موجود مادى نيست كه تمام زمان را فراگرفته باشد ، بلكه هر موجودى در مقطعى از زمان واقع مىشود ، منتهى يكى زمان بيشترى را اشغال مىكند و ديگرى كمتر . 5 . مكان : هر موجود مادى ، فضاى معينى را اشغال مىكند و نام آن فضا را مكان مىگذاريم . البته دربارهء حقيقت مكان حرف‌هاى زيادى مطرح شده كه مربوط به فلسفه است .